لَک قومی است ساکن غرب ایران. لکها به زبانهای لکی و فارسی سخن میگویند. جمعیت آنها حدود یک میلیون نفر است (۲۰۰۲ میلادی).
سکونتگاه اصلی لکها جنوب استان کرمانشاه، شرق استان ایلام و شمال غربی و غرب لرستان است. لکها بیشتر در شهرهای الشتر، نورآباد، کوهدشت، هرسین، کنگاور، صحنه، شیروان، چرداول، دره شهر،آبدانان، تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه و خرم آباد ساکنند.
مردم لک در پی مهاجرتها در بیرون از منطقه لکنشین زاگرس نیز یافت میشوند. برای نمونه روستای لکستان در آذربایجان شرقی و عدهای از ساکنان میانکاله و روستای زاغ مرز از توابع بهشهر مازندران خود را لک میدانند چهاردولیهای شهرستان شاهیندژ نیز شباهت به این قوم دارند. امروزه تیرههایی از این قوم در در استانهای قزوین، همدان، تهران و خراسان ساکن هستند. همچنین گروهی از لکها
لَک قومی است ساکن غرب ایران. لکها به زبانهای لکی و فارسی سخن میگویند. جمعیت آنها حدود یک میلیون نفر است (۲۰۰۲ میلادی).
سکونتگاه اصلی لکها جنوب استان کرمانشاه، شرق استان ایلام و شمال غربی و غرب لرستان است. لکها بیشتر در شهرهای الشتر، نورآباد، کوهدشت، هرسین، کنگاور، صحنه، شیروان، چرداول، دره شهر،آبدانان، تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه و خرم آباد ساکنند.
مردم لک در پی مهاجرتها در بیرون از منطقه لکنشین زاگرس نیز یافت میشوند. برای نمونه روستای لکستان در آذربایجان شرقی و عدهای از ساکنان میانکاله و روستای زاغ مرز از توابع بهشهر مازندران خود را لک میدانند چهاردولیهای شهرستان شاهیندژ نیز شباهت به این قوم دارند. امروزه تیرههایی از این قوم در در استانهای قزوین، همدان، تهران و خراسان ساکن هستند. همچنین گروهی از لکها در کشور عراق ساکن هستند
همچنین در عراق در خانقین کرکوک وبدره وموصل ساکنند.
به دلیل نزدیکی زبانی و فرهنگی، لکها عموما شاخهای از کردها یا لرها در نظر گرفته میشوند. برخی معتقدند واژه لک از ترکیب دو واژه لر و کرد تشکیل شدهاست اما قویترین نظریه که بیشتر باستان شناسان و زبانشناسان بدان معتقدند این است که زبان لکی بازماندهٔ فارسی پهلوی و اوستایی است و شباهت این زبان با کردی گورانی به این خاطر است که کردها نیز به عنوان یکی دیگر از اقوام ایرانی قسمتهای زیادی از زبان فارسی پهلوی را در زبان خود حفظ کردهاند و هیچ یک از آنها از دیگری گرفته نشدهاست بلکه هر دو برگرفته از فارسی پهلوی هستند. مانند بسیاری دیگر از اقوام ایرانی.
از لحاظ نژادی هم باید گفت که لکها بزرگترین شاخهٔ قوم لر میباشند. و لر بودن آنها هم از نام و نسب ایلات و طایفههای آن محرز و مشخص است.
پيشنهاد جديدي براي ساختار درختي زبان هاي غرب و مركزي ايران دارم . ساده و مختصر مي گويم تا سر فرصت راجع به آن مفصل تر و بر اساس مولفه هاي علمي امكان سخن فراهم شود.
چنين مي انگارم كه بايد زبان هاي غرب كشور و زبان هاي وابسته را بايد منشعب از زبان مادي دانست.
بر اين اساس نامگذاري زبان ها را به اين شكل پيشنهاد مي دهم و تا زماني كه خود به يقين نرسم و نقد دوستان را نشنوم بر آن اصراري ندارم.
زبان مادي:
زبان كردي(شامل سوراني و زازا و...)
زبان بلوچي
زبان تاتي( شامل الموتي و ...)
زبان زند و وند(شامل لكي و ايلامي و كلهري و...)
لک ها گروهی مستقل از اقوام آریایی هستند که در استانهای لرستان، کرمانشاه، ایلام، همدان، کرکوک، خانقین و بخشهایی دیگر از کشور عراق سکونت دارند. گروه هایی نیز به مناطق متعدد کشور از جمله به شهرستان های کجور، کلاردشت، تیت دره، مکارود در شمال و گروهایی نیز به استان های فارس، قزوین، شمال خراسان و ورامین در استان تهران تبعید شده اند. این قوم یکی از سه شاخه ی اصلی اقوام آریایی به نام مادها هستند که نخستین حکومت و تمدن مدرن را در غرب ایران زمین بنیان نهادند. زبان آنها بازمانده زبان های اصیل اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است.
زبان لکی در میان مردمان ساکن در جنوب نواحی غربی ایران (در قسمتهایی از کرمانشاه و ایلام) و نواحی سردسیر شمال و شمال غربی استان لرستان رایج است و هم اکنون انبوهی از مردمان این مناطق بدان تکلم میکنند. حوزه گسترش گویش لکی به ترتیب از شمال شرق به شمال غرب عبارتند از :
بخش چقلوندی یا هرو در شمال شرق،زاغه و بخشهایی از شهرستان بروجرد. بیشتر لک زبانان بروجرد در بخش سیلاخور(منطقه چالان چوالان)هستند.
شهرستان سلسله یا الشتر در شمال
شهرستان دلفان یا نورآباد در شمال غرب
مناطق شمال و شمال غربی شهرستان کوهدشت و نواحی شمالی بخش چگنی
بخشهايي از شهرستان شيروان چرداول-دره شهر و آبدانان.
در کردستان عراق(جنوب کردستان) تعداد گویشوران لک بیشتر از ایران است.
شهرهای صحنه،کنگاور،سنقرودینوردر استان کرمانشاه و بخشهایی از تویسرکان، نهاوندواسدآباد در استان همدان.
در میان مناطق یاد شده، دهستان قلایی واقع در جنوب شهرستان سلسله و نیز طوایف امیر، در شمال دشت الشتر به گویش لری تکلم میکنند. شهرستان دلفان در بخش لکیزبان مرکزیت دارد و تقریبآ همه اهالی آن به لکی سخن میگویند، از اینرو میتوان این شهرستان را مرکز لکستان دانست.
گویش لکی با گویشهای جنوبی زبان کردی به ویژه گویشهای سورانی و گورانی نزدیکی دارد و از دیدگاه زبانشناختی لکی حلقه میانی زبانهای کردیتبار و فارسیتبار به شمار میآید. زبان کردی و شاخههای متعدد آن از دیدگاه تحولات تاریخی زبانها و لهجههای ایرانی جزو زبانهای "شمال غربی" ایران محسوب میگردند. البته برخی ادعا کرده اند که زبان لکی عضوی خارج از زبان کردی و لری میباشد. درتاریخهای گذشتگان از جمله تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی از الشتر به عنوان یکی از ایالات بزرگ کردستان یاد شده است.
. دیگر اثر مشهور شاهنامه لکی است که اخیرا انتشارات اساطیر آن را منتشر کرده است و...
مردمان لک
وبگاه مردمان لک، پایگاه پژوهشی زبان، جغرافیا، تاریخ و فرهنگ مردمان قومی است که مورد کم مهری زمانه ی پیشین قرار گرفته و داشته های کهنشان در دست اعصار به یغما رفته است. این وبگاه تلاشی است برای معرفی و بازشناخت هویت قوم لک و بیان ناگفته های بسیاری که در مورد آن وجود دارد. دریغا از باباطاهر ها، کریم خان زند ها، گنجعلی خان ها، ترکمیر ها، ملاپریشان ها، بابایادگار ها و ... که لک بوده اند و امروزه به اشتباه لر و یا کرد نامیده می شوند. از بخش های مختلف این وبگاه می توان به بخش های زبان و ادبیات لکی، طوایف لک، شاعران لک، شعر لکی، آداب و رسوم لکها و... اشاره نمود.
در بخش معرفی وبگاه مردمان لک می خوانیم که: "لک ها مردمانی با تاریخی کهن و از نژاد بومیان ایران هستند که در استانهای لرستان، کرمانشاه، ایلام، همدان، شوروی سابق، کرکوک، خانقین و بخشهایی دیگر از کشور عراق سکونت دارند. لک ها را امروزه به اشتباه لر و کرد می نامند که این تصوری پنداری صد در صد اشتباه است. از لک ها گروره هایی نیز به مناطق متعدد کشور از جمله به شهرستان های کجور، کلاردشت، تیت دره، مکارود در شمال و گروهایی نیز به استان های فارس، قزوین، شمال خراسان و ورامین در استان تهران تبعید شده اند. زبان لکی بازمانده زبان های اصیل اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است." همچنین مدیر این وبگاه که با نام مستعار "مهر پارسی" به فعالیت خود ادامه می دهد، تعدادی از تحقیق ها و پایان نامه های دانشجویی مربوط به مناطق لک نشین را برای دانلود در وبگاه قرار داده است. افزون بر موارد یاد شده در بالا، فایل الکترونیکی برخی کتب به نگارش در آمده درباره ی قوم لک و همچنین بخش هایی از سایر کتب لکی در این وبگاه موجود است.
وبگاه مردمان لک فعالیت خود را از نخستین روزهای فروردینگان 87 (مانگ پنجه در گاه شمار لکی) آغاز نموده و پس از گذشت یک ماه از آغاز فعالیت آن با میانگین پست یک مطلب در هر روز، به ایفای نقش مفیدی در بیان هویت مردمان لک پرداخته است.
مدیر این وبگاه در نامه ی ارسالی به سایت لکستان بیان می دارد که: "بر آنیم تا لک ها از آشفتگی تاریخی-هویتی سال های اخیر بیرون گشته و به تاریخ و فرهنگ دیرینه خود آگاه شوند. به ویژه دانشجویان لک زبان که شوربختانه در دانشگاه ها و جوامع بزرگتر خود را به اشتباه غیر عمد، لر و یا کرد می دانند. بدون شک قائل نبودن هویتی مستقل برای مردمان قوم لک در طول سالیان گذشته سبب گشته تا محققان و پژوهشگران این دیار تلاشی برای پی جویی احوال این مردمان نداشته باشند. لک زنده است و لکستان ماوای دیرینه اوست" همچنین در بخش لینکستان این وبگاه، لیست جامعی از سایر وبلاگ ها و وب سایت هایی که در زمینه لک و لکستان فعالیت می کنند وجود دارد.
نام لک در زمان صفویه
در عالم آرا عباسی (چاپ تهران ص 762) صورت اکراد و الواری که در عهد شاه عباس برتبه ایالت و خانی و سلطانی رسیدهxadاند مذکور است. در این کتاب از نفس سلطان گروس «حاکم قلعه لک بغداد و توابع درتنک» نیز نام برده شده است (رشید یاسمی، 208) اگرچه نوع کاربرد لک و همxadنشینی آن با بغداد محل سوال است، ولی برداشت رشید یاسمی مولف گرانقدر کتاب کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او از این کلمه همان طایفه لک بوده است چرا که در بخش فهارس کتاب درباره کلمه مذکور میxadنویسد: «از طوایف لر و کرد» (همان، 218).
گویش لکی، پیش از قرن ده
دکتر خانلری در تاریخ زبان فارسی میxadنویسد در آثار مورخان و جغرافیانویسان اسلامی گذشته از فارسی دری که زبان رسمی و اداری ایران بوده است و پهلوی جنوبی (پارسیک) که تا سه ـ چهار قرن بعد از اسلام زبان دینی ایرانیانی شمردهxad میxadشد که به آیین زرتشتی باقی مانده بودهxadاند از چندین گویش دیگر نام بردهxadاند.
دکتر خانلری تعداد این گویشxadها را که در کتب قرن سوم تا دهم هجری ذکر شده چهل میxadداند. در میان این گویشxadها از گوش «همدانی و زنجانی» به نقل از مقدسی ذکر کرده است که بنابر تجمع تاریخی لکxadها در همدان ـ که جداگانه به بحث گذشته شده است ـ و نیز مثالی که مقدسی آورده است احتمالاً منظور همان گویش لکی و یا حداقل سرشاخه گویش لکی است. خانلری در این باره میxadنویسد: مقدسی درباره گویش این ناحیه ـ همدان و زنجان ـ تنها دو کلمه ذیل را ثبت کرده است: واتم و واتوا (گفتم ـ گفتند در لکی امروز: وتم و وتو) ]احسن التقاسیم ص 378[ شمس قیس رازی یک دو بیتی را در بحث از وزن فهلویات آورده و آن را زبان «مردم زنگان و همدان» میxadشمارد ]المعجم ص 105[ حمدالله مستوفی درباره مردم زنجان میxadنویسد: زبانشان پهلوی راست است ]نزهة القلوب ص 67[ (خانلری، 1352، 25).
اگرچه زبان غالب امروز زنجان و همدان ترکی است اما این نشانیxadها که در نزهة القلوب و المعجم و احسن التقاسیم از زبانxadهای ایرانی در این مناطق است که با عنایت به واژگان به جای مانده همان لکی یا سرشاخه لکی است. به هر روی زبانxadها به یک باره و یک شبه شکل نمیxadگیرند و زبانی که در قرن هشتم ادبیات دارد لابد در قرون ماضی هم گویشورانی داشته است، موضوع جابهxadجایی جغرافیایی هم چندان طبیعی و رایج است که از حوصله بحث خارج است.
معنای لک lak
واقعیت آن است که ریشه واژه لک نامعلوم است و نباید اصراری بر یافتن معنای آن داشت بسیاری از نامxadهای اقوام اینگونهxadاند. مگر کسی معنای روشنی از ریشه واژه «ترک» یا «کرد» و یا حتی «لر» به دست داده است؟ با این همه از آنجا که در فرهنگxadها و لغتxadنامهxadها معانی مختلفی برای واژهxadای با این تلفظ آمده بسیاری را به خطا بر آن داشته است که آنxadها را در معنای لک بیاورند در این جا ضمن آنکه این گمانهxadها را میxadآورم بر باور خود تأکید میxadکنم که احتمال آنکه این معانی با نام قوم لک در ارتباط باشد تردید جدی وارد است.
الف) به معنای صدهزار
در برهان قاطع آمده است: «لک بفتح اول و سکون ثانی صدهزار را گویند یعنی عدد هر چیز که به صدهزار رسید آن را لک خوانند» (برهان: 1900) و دکتر معین بر این معنیxad حاشیه زده است که هندی است (به نقل از غیاث) در هندوستانی: لاک، از سانسکریت (همان)
در فرهنگ رشیدی و فرهنگ پنج بخشی آمده است: عدد معروف یعنی صدهزار
عنصری گوید:
دو لک ز لشگر او شد بزیر خاک نهان
و بدین معنی در اصل هندی است.
(فرهنگ رشیدی: 1319)
دائره المعارف اسلام که توسط انتشارات بریل در هلند در اینترنت منتشر می شود، در مورد قوم لک، این قوم را جزئی از قوم کرد دانسته است.
در بخش انگلیسی دائره المعارف ویکی پدیا نیز لک ها را جزئی از کردها انگاشته اند. سایت اتنو لوگ نیز لک ها را کرد دانسته است. جالب این است که مترادف "لکی" را "الکی" دانسته است. این هم نشاندهنده میزان علمیت این سایت مرجع است!
دوستان علاقه مند می توانند نظرات خود را در مراجع بالا ابراز دارند تا ایراد موجود برطرف شود. به راستی خنده دار است که دیگران و آن هم با این اطلاعات محدودشان، هویت ما را به صورت تحریف شده ای تعریف کنند.
قوم لک
زاگرس نشينان قوملكقوم لك يكي از اقوام ايراني ساكن در منطقه غرب ايرانهستند و به عبارتي جزو زاگرسنشينان به حساب ميآيند. پراكندگي جغرافيايي لكها از حيث پراكندگيدر ميان چهار استان غرب كشور قرار دارند. يعني درجنوب استان همدان، شمال غربي و غرباستان لرستان، شمال شرقي و شرق استان كرمانشاه و قسمتهاي شمالي استان ايلام، زندگيميكنند...گفتني است در زمان فتحعلي شاه قاجار چند تيره از لكها بهظهران چاي زنجان رفته و ساكن شدند. ويليام پرايس كه سمت منشيگري سرگور اوزلي راداشت به هنگام سفر طولاني خود از بوشهر به آذربايجان در اين ده ماند و در سفرنامهخود به نام منزل به منزل، در منزل 54 از آنها ياد كرده است.دره سيمره دره سيمره بخش اصلي سرزمين لكها را تشكيل ميدهد. اين دره در غرب كشور و درميان رشته كوههاي زاگرس قرار دارد. منطقه سيمره از استان همدان تا استان ايلام رادر برميگيرد. از شمال محدود است به استان همدان كه تقريبا يك ششم از خاك اين استانرا شامل ميشود. از سمت جنوب به جلگه دزفول و كبيركوه در استان ايلام ختم ميشود وبيش از چهل درصد خاك ايلام را در برميگيرد. از سمت غرب محدود است به استانكرمانشاه و اشغال يك سوم از خاك اين استان و از سمت شرق به استان لرستان محدودميباشد كه 65 درصد از جمعيت اين استان را لكها تشكيل ميدهند. سيمره يكي ازدرههاي باستاني غرب كشور است، كشفيات باستان شناسي - به ويژه مفرغهاي لرستان - وهمچنين نمادهاي تاريخي فراوان حاكي از قدمت زندگي بشر و تمدنهاي باستاني در اينمنطقه است راولينسون ميگويد: (به نظر من سيمره در اصل سمبنه )sambana( بوده كهآنهم تحريفي است از سبدان )sabadan( يعني همان شهري كه ديدرو از آن نام برده واسكندر هنگامي كه براي بازديد ازكلني از شوش عازم شهر (celonسيروان يا كيلون) بودهاز آن عبور كرده است. به نظر ميرسد دژ محكمي كه در كوههاي شرق تيسفون وجود داشتهو خسرو پرويز به هنگام تهديد تيسفون از طرف امپراطور هراكليتوس زنان و فرزندان خودرا به آنجا منتقل ميكرده در سيمره قرار داشته است.)زبــان زبان يكي ازساختهاي موثر در ارتباط بين اعضاي يك جامعه است. (زبان نحوه ديدن انسان و تفكراو را شكل ميدهد يعني هم برداشت از خودش و هم برداشت از جهانش، زبان واسطهاي استكه ما در آن زندگي ميكنيم.) قواعد زباني فهم افراد از جهان فرهنگيشان را شكلميدهد. همچنين با ارائه دركي مشترك سبب سهولت روابط اقتصادي، اجتماعي، سياسي وترجيح قائل شدن براي استراتژيهاي فردي و جمعي است. وجود وحدت زباني براي قوميت تاآنجا با اهميت است كه رونالد برتون ميگويد: (اگر عدم پيوستگي يا نبود پايگاهسرزميني مانع اصلي بر سر راه تشكيل يك دولت يا زير دولت (قوم) است نبود هويت زبانييا انسجام زباني نيز ميتواند مشكل بزرگي در اين زمينه به حساب آيد. در چنينچشماندازي است كه تمام جنبشهاي قومي تاكيد خود را بر ضرورت حفاظت از زبانهاي موردتهديد بر ايجاد وحدت زبان در شرايط نبود چنين وحدتي و ايجاد استانداردهاي مشترك وسرانجام بر گسترش زبان در تمامي بخشهاي قوم ميگذارد.)
پراكندگي زبان لكي منطبق بر پراكندگي جغرافيايي آنهاست (به طوركلي محدوده زبان لكي از تلمبه خانه شركت نفت رازان واقع در شمال شرقي خرمآباد شروعو از آنجا به صورت نيم دايرهاي به جانب غرب ادامه يافته و منطقه هرو،الشتر، خاوه(دلفان) را در بر گرفته و سپسمناطقي را از استان كرمانشاه چون دهستان هرسين و قسمت جنوبي دهستانهاي عثمانوند وجلالوند را فرا ميگيرد. اين زبان در مناطقي از استان ايلام نيز رايج است، چنانكهمحدوده آن از دهستان زردلان شروع و سراسر دهستان هليلان را در برميگيرد... دامنهزبان لكي در استان ايلام از هليلان به طرف سيمره كشانده ميشود. بيشتر اهالي سيمرهبه زبان لكي گفتگو ميكنند.) تحقيقات زيادي در مورد ريشههاي تاريخي زبانلكي صورت نگرفته است. سرهنري راولينسون اولين كسي است كه به طور مشخص متوجه رابطهبين زبان لكي با زبان پارسي باستان شد. وي ميگويد: (زبان لري (لكي) با كرديكرمانشاهي كمي فرق دارد و اگر كسي به يكي از اين دو گويش آشنا باشد ديگري را بهراحتي ميفـهمد) تاكنون اين گويشهاي رايج در منطقه كوهستاني زاگرس را بازمانده زبانپهلوي ميدانستند ولي به عقيده نگارنده اين نظر بياساس است، من بر اين پندارم كهزبان لري (لكي) از فارسي باستان مشتق شده كه همزمان با زبان پهلوي به طور جداگانه ومشخص صحبت ميشده است. پس از زبان، موسيقي برجستهترين ويژگي هويت قوم لك است. نغمهها، آواها و آوازهاي باقيمانده از موسيقي لكي بيانگر اصالت، ريشهدار بودن وخاص بودن است. موسيقي لكها از حيث محتوايي شديدا تحت تاثير محيط طبيعي، نوع معيشتو آداب و سنن است. در چندين دهه گذشته كه اين منطقه بيشتر روستايي و كوچنشينبودهاند در انجام فعاليتهاي روزمره و مراسمي چون عروسي و عزا، موسيقي نقش فعاليداشته است. گفتني است از سازهاي رايج در اين منطقه سرنا، دهل، ني و تنبور راميتوان نام برد. آداب و رسوم از آنجا كه لكها بخشي از كشور ايرانهستند، از حيث رسوم با ديگر ايرانيان شباهتهايي دارند از جمله عيد نوروز، چهارشنبهسوري، عيد قربان، عيد سعيد فطر. علاوه بر اشتراكات مذكور آنها رسوم خاص خود را نيزدارند كه قابل دستهبندي به دو گونهاند. اول، رسومي كه با ورود مدرنيته حضورچنداني در زندگي آنها ندارند. اين رسوم اغلب مناسك گذار هستند. مانند دنان روكي (مراسم دندان درآوردن كودكان) و ... دوم، رسومي كه عليرغم ورود مدرنيته نه تنها ازبين نرفتهاند بلكه با قدرت بيشتري همچنان خود را مينماياند مانند مراسم عزاداري (پرس يا چمر) و مراسم عروسي. مورد اول هيچ گونه عنصر فرهنگي از ديگر فرهنگها رانپذيرفته است و خاص لكهاست اما مورد دوم عناصري از ديگر فرهنگها را پذيرفته استيا به عبارتي ديگر تحت تاثير جهاني شدن قرار گرفته است. پديده مرگ در ميانلكها اهميت زيادي دارد برخلاف ديگر جاهاي اين كره خاكي كه مرگ تحت نظارت نظامهايتخصصي و اتاقهاي بيمارستان و به دور از حضور افراد خانواده، دوستان و آشنايان طيميشود، در ميان لكها با يك وداع كاملا عاطفي، انساني و با آرامش تمام و در كنارعزيزان صورت ميپذيرد. همه اقوام، دوستان و آشنايان به بالين فرد در حال احتضاردعوت ميشوند تا وي به راحتي مرحله گذر به جهان ابدي را طي كند. بعد از مرگ تمامطوايف و آشنايان براي مراسم خاكسپاري (سرلش) دعوت ميشوند، اكثر افراد اين دعوت راميپذيرند. اغلب بيش از آن تعدادي كه دعوت ميشوند در اين مراسم حضور مييابند. دراين مرحله مراسم بزرگي براي متوفي برگزار ميشود هر چند كه ممكن است برخي اين مراسمرا اتلاف وقت و سرمايه تلقي كنند، اما بنظر ميرسد كه چنين نيست چرا كه اولا اينمراسم همبستگي اجتماعي را دوباره تحكيم ميبخشد و دوم اينكه بازماندگان متوفي بهراحتي با مرگ عزيز از دست رفتهشان كنار ميآيند.
قبل از پرداختن به تاریخ این طایفه لازم است به شبهه برخی از لرها وكردها پاسخ داده شود كه لكهای باستانی ایرانی را هر كدام به خودشان منتسب می كنند، لكها از لحاظ فرهنگی، احساسی و مذهبی و بسیاری از مولفه های قومی خصوصا پوشش (كردی و لری) خود را مستقل از قوم كرد و لر می دانند. زبان لکی یک زبان زیبا و آهنگین است که در غرب ایران استفاده می شود. اما نام و آوازه اش هنوز پس از عمری طولانی و دراز زیاد گسترش نیافته است و بیشتر جزء زبان لری و یا کردی و یا فارسی به گویش کردی محسوب می شود.
اگر بخواهیم زبان لکی را به یکی از زبان های زنده حال ایران تشبیه کنیم شاید بهترین نمونه زبان کردی باشد که واژه های مشترک زیادی با لکی دارد. کرد زبانان از نظر جغرافیایی نیز نزدیکی زیادی با اقوام لک دارند. اما این دو موضوع با توجه به این که زبان کردی گویش و واژه های و دستور متفاوت دارد موجب نمی شود که زبان لکی را یک بخش از کردی بدانیم. همچنین از نظر سیاسی و جغرافیایی اقوام لک نشین اکثراً زیر مجموعه از لرها هستند اما شباهت لری به لکی بسیار کمتر از کردی به لکی است. و همچنی کرد ها اقوام چهاردولی ها را عجم می خوانند عجم نامیست که اعراب به ایرانیان و پارسیان میدادند.
در لکی واژه های باستانی و کهن فارسی به قدر زیادی وجود دارد. وجود و شکل قدیمی و اصیل برخی واژه ها و شیوه ی جمله بندی اصیل در این زبان بسیار جذاب است. از این رو است که می توان ابراز کرد که زبان لکی به جا مانده ی زبان های پارسی باستان و پهلوی است پارسی باستان زبانی است که در زمان هخامنشیان مستعمل بود و ریشه ی زبان فارسی امروزی است. واژه هایی می توان پیدا کرد که با زبان های پهلوی اشکانی و پارسی میانه مشترک هستند می توان گفت که مهم ترین مآخذ لکی زبان پارسی باستان است همچنین زبان لکی باقی مانده زبان اوستایی است و شباهت بسیار زیادی در مورد ریشه های زبان لکی و اوستا دیده شده است برای مثال در لکی ریشه اکثراً یک واجی است و گاهی به صورت کسره و یا یک حرف هم در می آیند در زبان اوستا نیز به همین گونه است ریشه ترکیب دهنده ی بنیادی واژه است. از ریشه دیگر قسمت های کلام مانند اسم ها و صفت ها و فعل ها و غیره ساخته می شوند در اوستا یک ریشه همیشه یک هجایی است که فقط یک صدا دارد.
گویش چهاردولی از زبان لکی
اما به قول هرتسفلد قرابت زبانی نمی تواند قرابت نژادی وقومی را سبب شود به خاطر قدرتمند بودن وسواركارانی ماهر هركدام از حكومتها كه سر كار می آمدند اینان را سركوب و تبعید می كردند كه طایفه بزرگ چهاردولی ها از لكها از این امر مستثنی نبوده اند. واما قصه تبعید اینان و جدایی از لكستان. اين ايل در اكثر در شهرستان شاهين دژ و شهر محمودآباد زندگي مي كنند
لکستان
منطقه ای بین چهار استان همدان٬ ایلام٬ کرمانشاه و لرستان تقسیم شده است منطقه لکستان نام دارد. چهار شهرستان به نام های شهرستان دلفان و شهرستان کوهدشت شهرستان سلسله در استان لرستان و شهرستان هرسین در استان کرمانشاه لکنشین هستند. شهرستان دلفان مرکز این قوم است. ولی در شهرستان خرم آباد و شهرستان بروجرد و شهرستان نهاوندوکرمانشاه ودره شهروپلدختر هم اقوام لک بسیاری وجود دارد.
کریم خان زند را بشناسانیم
خاندان زنداز لک های لرستان قدیم می باشد، خاستگاه اولیه اش در لرستان بزرگ سابق و در منطقه ملایر از استان امروزین همدان می باشد.
بعد از به سلطنت رسیدن کریم خان زند، افراد زیادی از طایفه زند با او به پایتخت (شیراز) رفتند.
هجوم قاجاریه و نیز خیانتهائی که به حکومت زند شد، باعث سرنگونی این حکومت گردید.
آقامحمدخان قاجار که کینه بزرگی از خاندان زند به دل داشت، اقدام به قتل عام خاندان زند نمود. باقی مانده این خاندان را نیز به بیابانهای خشک و کویری اطراف قم تبعید کرد.
از این روست که امروزه تعداد زیادی از بومیان قم از خاندان زند می باشند؛ به گونه ای که فامیل های زند و گائینی، از فامیل های اصلی و سنتی قم می باشند. زبان مورد تکلم در بسیاری از روستاها و نواحی قم و از جمله در دهستان حاجی آباد لک ها، زبان لکی می باشد.
متاسفانه ضعف ماخذ شناسی در مورد قم لک باعث آن شده است که حتی این حقیقت روشنتر از خورشید که کریم خان و خاندان زند، لک می باشند، مورد اشاره مورخان قرار نگیرد.
متاسفانه بسیار اندکند منابعی که کریم خان زند را از قوم لک دانسته باشند. برای مثال این سایت کریم خان را از قوم لک دانسته است. این سایت نیز کریم خان را از قومی لرـ کرد دانسته است. ازبازمانده های شاه زندی می توان از حاج مرتضی لک نام برد که در تبریز سکونت داشته اند و خانواده های مجدد شهروز از اعقاب حاج مرتضی لک می باشند و برای اثبات تاریخچه اجدادی به قدمت
از همین رو در اعصار بعدی نیز مورد توجه شاهان صفویه قرار گرفته و بنا به مصالح سیاسی افراد ایل را جهت پاسداری از حكومت به كار می گرفتند، به گونه ای كه در جنگ چالدران از سواران چهاردولی استفاده كردند.
شهرستان صحنه...
ما را در سایت شهرستان صحنه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: عبدالرضا محمدی
بازدید: 980
تاريخ: جمعه
11 / 11 ساعت: 19:6